دین و دنیا

اعتقاد، رفتار و اخلاق صحیح

دین و دنیا

اعتقاد، رفتار و اخلاق صحیح

دین و دنیا
پیوندهای روزانه

۷۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سبک زندگی» ثبت شده است

خدا هزار و یه اسم داره و  دو تا از اسم های زیبای خدا، فاتح و فارجه. فاتح و فارج، یعنی گشاینده و گشایش دهنده. در این عالم، هیچ قفل و راه و گره و سد و تنگنایی گشوده نمی شه، مگر از راه تجلی همین دو اسم زیبا.

چیزهایی در این عالم وجود دارن که مظهر همین دو اسم می شن تا مقدمه ی برای اتفاق زیبای گشایش باشن. مثل کلید که اسباب گشایش قفل های بسته است.

مثل دست، که گــاهی درهــای بسته رو باز می کنه، گاهی گره های بسته رو، گاهی راه های بسته رو! مثل زبان که خودش و واژه هاش، باعث و بانی گره گشــایی می شن. مثل عقل، که بزرگ ترین نعمت راه گشای بشر بوده و هست. و مثل قائم آل محمد که فرج او، گشایش قفل بسته و گره  کور تاریخه.

ایمان داشته باشیم که کوچه های آسمان هم بسته و بن بست نیستن. به شرط اون که از کلید طلایی دعا و نیایش استفاده کنیم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۵

می گفت :  «برای  یه زندگی آروم و بی مخمصه یا شوهر  باید کر باشه یا زن لال ...»

گفتم : «گفتم شاید حرفت درست باشه ولی کی گفته زندگی باید آروم و بی مخمصه بشه؟  به نظر من زندگی باید یه موج نا آروم و خروشان از محبت باشه ... زن و شوهر باید واسه همدیگه زبون و گوشی باشن که بین اون ها محبت رد و بدل می شه ....»

«دعوتید به خواندن کتاب احادیث زناشویی»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۴۵

زبون ، مثل ماشینه؛

ماشین کارش رفتن و روندنه و فرقی هم براش نمی کنه خیابونی که واردش میشه یه طرفه ست یا دو طرفه ...

فرقی نمی کنه براش چراغ سبزه یا قرمز ؛ راننده اگه نباشه، یا باشه و اختیاردار نباشه، ماشین همه مسیر ها رو تا آخر میره و سرنشینش رو به آخر خط می رسونه ؛

زبون هم مثل ماشینه ، دوست داره همه حرف ها رو بزنه ؛ دوست داره غیبت کنه، دروغ بگه، تهمت بزنه، زخم  زبون و تمسخر و ناسزا هم به جای خود؛

این وسط، ماییم که باید یه جاهایی سرعت این ماشین خود سر و کم کنیم و پامون رو بکوبیم روی ترمز ABS



البته زبون،  بر خلاف ماشین، نه بنزین تموم می کنه ، نه ترسی از سهمیه بندی لغات و کلمات داره ، نه قراره توقیف بشه و بره پارکینگ.

دست آخر اینکه :به قول سیاستمدار ها، زبون از اون مناطقیه که اصلاً نباید بهش خودمختاری داد، اتفاقاً بر عکس : یه کم دیکتاتوری برای کنترلش از نون شب لازم تره ...

زبون اگه میدون  پیدا کنه، آدم رو از میدون به در میکنه ؛


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۳۵

یه جا نوشته بود :

بچه ها  اگه نخ بادبادک رو خیلی باز کنن، بادبادک زیاد بالا می ره و کم کم میدون دار میشه...

 یعنی از اون به بعد  این بچه ها هستن که باید دنبال بادبادک شروع کنن به دویدن؛

حالا، زبون ما هم  یه چیزی شبیه همون بادبادکه...

اگه خیلی بهش میدون بدیم از دستمون در می ره  و میدون دار می شه.

تا حالا دیدی؟ خیلی ها بعد از دعوا و درگیری می گن : نمی خواستم این حرف رو بزنم، دست خودم نبود... این یعنی:« زبون ، میدون رو از من گرفته بود. »

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۲۸

قابل توجه اون هایی که به خاطر کمبود وقت، یا برای وزن کم کردن، قید خوردن صبحونه رو می زنن! 

به عقیده محقق ها، کسانی که صبحانه نمی خورند احتمالاً چاق تر هستند، چون این عده برای جبران کمبود انرژی، در طول روز تنقلات بیشتری مصرف می کنند.

در ضمن اون هایی که عادت به خوردن صبحونه ندارن، دقت داشته باشن  که بر اساس نتایج تحقیقات جدید،  صبحونه نخوردن باعث می شه که شانس آدم برای رسیدن به مدارج تحصیلی بالاتر و فرصت های شغلی بهتر  کاهش پیدا کنه.

 

صبحونه نخوردن، باعث افت تمرکز می شه.

افت تمرکز هم باعث میشه تا آدم دقت نظرش رو از دست بده و نتونه به مسائل مهم، خوب و درست فکر کنه.

آدمی که قند خونش افتاده، کم پیش میاد که از شنیدن صدای بلبل های سحر خیز، پی به نکته های باریک ببره . کم پیش میاد که با خودش بگه:

ضمناً این شرط آدمیت نیست / مرغ تسبیح گوی و من خاموش!


«دعوتید به خواندن کتاب پانزده روز تا سلامتی»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۰۶:۰۰

هنوز معلوم نیست که کجاها ساخته می شن.

یعنی جنسشون مث جنسای مغازه نیست که وقتی براندازش کنی، ببینی روش نوشته ساخت فلان جا.

ولی مسلماً  با اجّی مجّی هم به وجود نمیان و  یه جایی درست می شن.  ولی کم پیش میاد که زمان و مکان ساخت و نام و نام خانوادگی  سازنده  اون ها  به صورت دقیق معلوم بشه.

داریم راجع به شایعه صحبت می کنیم که هر روز، انواع و اقسام مدل هاش ساخته می شه، ولی بیشتر اوقات، ردی از سازنده هاش به دست نمیاد.

 

 

شایعه،  مث آتیش می مونه.

مقابل همچین آتیشی، آدما چند دسته می شن.

بعضی ها مث فلز می مونن.  فلز، حرارت آتیش رو  انتقال می ده، ولی خودش آتیش نمی گیره.  اونایی هم که مقابل شایعه مث فلز می مونن،  خودشون  شایعه رو باور نمی کنن، ولی هر جا می شینن،‌ همون شایعه رو نقل می کنن و باعث انتشارش می شن.

بعضی های دیگه، مقابل شایعه مث چوب می مونن. چوب اگه آتیشی بهش برسه،  هم خودش می سوزه،‌ هم چیزای دور و برش رو می سوزونه.

اما، بنازم به اونایی که مقابل  شایعه، نارسانای نارسانا هستن. یعنی نه خودشون داغ می شن و می سوزن، نه بقیه رو به داغی و آتیش خودشون می سوزونن. درست مث دسته ی قابلمه که کنار آتیشه، ولی زور آتیش بهش نمی رسه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۳۳

بعضی ها، حتی وقتی یه چیزی رو خودشون تجربه می کنن، براشون درس نمی شه. اینا همونایی هستن که اگه از یه سوراخ ده بار هم گزیده بشن، تعجبی نداره.

بعضی های دیگه، هر چیزی رو باید خودشون  شخصاً یه بار تجربه کنن.  اینا حواسشون نیست که  توی بعضی از تجربه ها، اولین بار، آخرین بار هم هست.  اینا بیش از اونکه  تجربه هاشون به درد خودشون بخوره،  درس عبرتی می شن برای سایرین و ناظرین و آیندگان...

ولی عوضش بعضی ها....

بعضی ها،‌ اونقدر تیز و باهوش و زرنگ هستن که تجربه های بقیه رو تجربه خودشون بدونن و ازش استفاده کنن.  همچین آدمایی توی  اوج جوونی جوری پخته و حساب شده رفتار می کنن که انگار هزار ساله توی این دنیان...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۰

درسته که  تجربه های شخصی،   کیلویی و مجانی و یه شبه به دست نمیان.

ولی همیشه، یه عده هستن که حاضرن تجربه های خودشون  رو  مفتی مفتی به ما ببخشن.

درست مث دانشجویی که برای نوشتن جزوه ی یه درس، یه ترم کامل توی سرما  و گرما سر کلاس حاضر شده، ولی  شب امتحان همون جزوه رو به بقیه بچه ها هم می ده تا بخونن.

اتفاقاً میگن هر چیزی زکاتی داره.  زکات تجربه هم  اینه که آدم تجربه هاش رو در اختیار بقیه قرار بده و اهل تنها خوری نباشه....

«دعوتید به خواندن کتاب احادیث دانشجویی»

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۰۰

تجربه، مفت به دست نمیاد.

برای به دست آوردن تجربه،‌ اولین چیزی که باید هزینه بشه، عمر  آدمه.

پس تجربه،  علاوه بر اینکه مفت و مجانی به دست نمیاد، یه شبه و یه هفته ای و یه ماهه  هم به دست نمیاد.  هیچ آموزشگاه دولتی و آزاد و روزانه و شبانه ای هم وجود نداره که دوره های  فشرده و ترمیک تجربه اندوزی داشته باشه.

برای همینم هست که  سعدی  گفته آدم توی این دنیا باید دو تا عمر داشته باشه.  توی عمر اولش  تجربه اندوزی کنه، توی عمر دومش، تجربه های عمر اول رو به کار بگیره.

این سعدی هم عجب خیالپردازی هایی می کنه ها!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۵۵

می گن فلانی «گَرد تجربه روی  چهره اش نشسته»

خود همین جمله،  کلی معنی و  مفهوم داره.

یه معنیش اینه که تجربه، «کیلویی» به دست نمیاد.  واسه به دست آوردن یه سر سوزنش باید کلی بالا و پایین دنیا رو چشید.  ولی خیلی وقتا، داشتن همون یه سر سوزن تجربه،  اونقدر مهم  حیاتیه که می ارزه آدم بابت به دست آوردن و داشتنش، همه هزینه ها و سختی ها رو به جون بخره...

مقابل سرمایه هایی که بی تجربگی از چنگ آدم بیرون میاره، تجربه، هر چقدر هم که گرون باشه، ارزونه....

داریم  راجع به «تجربه» صحبت کنیم .

راجع به تفاوت هایی که آدم با تجربه و دنیا دیده با آدم  بی تجربه و سرد و گرم نچشیده داره.

می خوایم ببینیم مگه پاره کردن یکی دو تا پیراهن زیادتر، چه تأثیری داره که بعضی ها این همه برای تجربه ارزش قائل هستن.

 بین  سفید شدن موها توی آسیاب با سفید شدنشون توی بازی روزگار  خیلی فرق ها هست. خیلی توفیر ها و تفاوت ها.  

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۵۰